کتابرازهایی درباره مردان، از اون کتابایی بود که هیچوقت از کتابخونه نیاوردمش بیرون که به طور جدی بخونمش.. یه وقتایی به صورت گذری یه صفحه هایی رو می خوندم ولی هیچ وقت واقعا احساس نیاز نکرده بودم برای دونستن بیشتر! شاید چون تو اون دوره ی زمانی، واقعا هم نیازی نداشتم. هیچ وقت به طور جدی با مردی در ارتباط نبودم و مشکلی برام پیش نیومده بود که بخوام با مراجعه به این کتاب بیشتر درباره اش بدونم و اون مشکل رو حل کنم.. از طرفی هم وقتی به فهرستش نگاه میکردم، بیشتر درباره مسائل جنسی نوشته بود و همین باعث میشد من کمتر تمایل نشون بدم به خوندنش.. به نظرم این جور چیزا رو 10 بار هم که بخونی، تا توی موقعیتش نباشی و نتونی تو ذهنت با این چیزا ارتباط نزدیک برقرار کنی، بی فایده اس و چیزایی که خوندی زود یادت میره!
چند وقت پیش در ارتباط با یه نفر به یه مشکل جدی برخوردم و تصمیم گرفتم نهایت تلاشم رو برای دونستنه بیشتر بکنم! این کتاب یکی از همون کتابایی بود که تو لیست آورده بودم که بخونمش... این دفعه که کتاب رو میخوندم، خیلی برام ملموس تر بود.. خیلی بهتر می فهمیدم... جواب خیلی از سوالام رو خیلی واضح تو کتاب پیدا کردم.. حتی جالب بود یه جایی از کتاب مستقیما به مشکل من اشاره کرده بود و در موردش توضیح داده بود:
زمانی که شما، مردان را مورد اتهام قرار می دهید که آنان فردی سرد و بی روح هستند و از احساس و عاطفه در آنها خبری نیست، از این غافل هستید که در مقابل، مردان تصور میکنند زن ها توانایی درک آن ها را ندارند و تنها کار زنان، انتقاد از مردان است، آن ها در مقابل این رفتار شما، ابتدا خود را از لحاظ عاطفی، به طور واقعی سرد میکنند تا از این راه، از شما انتقام گرفته باشند و در ادامه، آن قدر مقاومت میکنند تا هیچ گاه احساس و عاطفه مطلوب خود را، از آنان دریافت نکنید. صفحه ی 268
یا مثلا یه جای دیگه ای از کتاب گفته بود:
همواره به آنان این اطمینان را دهید که او را درک میکنید. چیزی که بیش از هر چیز دیگر، باعث ناراحتی مردها میشود، این است که متوجه شوند زن ها آنها را درک نمیکنند. دلیل این برداشت آنها، این است که تصور میکنند زنان، احساس و عاطفه ی آن ها را تائید نمیکنند. صفحه ی 285
اولش خودم رو سرزنش کردم که چرا وقتی همچین کتابی تو کتابخونه ام داشته ام که میتونسته برای داشتن یه رابطه بهتر خیلی بهم کمک کنه، نرفته ام سراغش و زودتر نخوندمش که جلوی مشکلات احتمالی رو بگیرم.. اما بعدش به خودم حق دادم.. شاید من قبلا هم همین صفحه ها رو خونده بودم و بی تفاوت از کنارشون رد شده بودم،به نظرم یه ایراد بزرگ من اینه که تا چیزی رو تجربه نکنم، تا باهاش برخورد نداشته باشم،نمیتونم خوب باهاش ارتباط برقرار کنم.. مثه خیلی دیگه از مسائلی که تو این کتاب مطرح شده و من وقتی میخونمش نمیتونم زیاد باهاش ارتباط برقرار کنم، چون تا حالا تو موقعیتش نبوده ام!
در هر صورت خوبه که همچین کتابایی هست و گاهی هرچند دیر، آدم میتونه بهشون مراجعه کنه و تا حدی اوضاع رو سر و سامون بده! خوشحالم از اینکه موقعیتی پیش اومد که مجبور شدم این بار، این کتاب رو به شکل جدی تری بخونم!
کتاب:رازهایی درباره مردان/نویسنده: دکتر باربارا دی آنجلیس/مترجم: مجید صباغی/ویرایش: مهدی صباغی برچسبها: باربارا دی آنجلیس
+
نوشته شده در دوشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۱ساعت توسط مهرنوش
|